الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
227
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
خدا هيچگونه داعيه اى در زمينه هدايت آنها در سر نداشتند ، بلكه صرفا به خاطر نجات آنان از گرداب بدبختى دست و پا مىكردند . در هر حال روشن است كه تعبير « اخاهم » هرگز اشاره به برادرى دينى نيست ، زيرا اين اقوام غالبا به دعوت اصلاح طلبانه پيامبرانشان پاسخ مثبت ندادند . سپس مىگويد : هود دعوت خود را از مساله توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى شروع كرد و « به آنها گفت اى قوم من ! خداوند يگانه را بپرستيد كه هيچ معبودى براى شما غير او نيست ، آيا پرهيزگارى را پيشه نمىكنيد ؟ ( * ( قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه ما لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرُه أَ فَلا تَتَّقُونَ ) * ) . ولى اين جمعيت خودخواه و متكبر ، مخصوصا ثروتمندان از خود راضى كه قرآن از آنها تعبير به « ملا » كرده است ، يعنى ظاهر آنها چشم پركن بود ، به هود همان گفتند كه قوم نوح به نوح گفته بودند ، بلكه نسبت سفاهت نيز به او دادند ، « گفتند ما تو را در سفاهت و سبك مغزى مىبينيم و گمان مىكنيم تو از دروغگويان باشى » ! ( * ( قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِه إِنَّا لَنَراكَ فِي سَفاهَةٍ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكاذِبِينَ ) * ) . « سفاهت » و سبك مغزى از نظر آنها اين بود كه انسانى بر خلاف سنتهاى محيط هر چند غلط و نادرست باشد بپاخيزد ، و حتى جان خود را در اين راه به خطر افكند ، سفاهت در منطق آنان اين بود كه كسى همرنگ محيط نشود و نان را به نرخ روز نخورد و براى سنتشكنى بپاخيزد و هر گونه ناراحتى و دردسرى را براى خود بخرد . اما هود با وقار و ادبى كه مخصوص پيامبران و رهبران راستين و پاك است ، بى آنكه از گفته آنان عصبانى و يا دلسرد و مايوس گردد ، « گفت : اى جمعيت من !